محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
105
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
مثاور : مهاجم و يورشگر . ساختار ادبى تمتنع : منصوب به « أن » مقدر بعد از « ف » است . يصير : منصوب به « أن » مقدر بعد از « حتى » است . كمفقودها : « ك » به معناى مثل و همه كلمه خبر براى « يصير » است . بأعجب : « ب » زايده و « اعجب » خبر « ليس » است . ما قدرت : جواب « لو » است . كيف السبيل : خبر مقدم و مبتداى مؤخر است . خاسئة ، حسيرة ، عارفة : حال براى « رجعت » هستند . وحده لا شيء معه : « وحده » حال و جمله « لا شيء معه » بدل از آن است ؛ چه آنكه ابن هشام و ديگران ، بدل شدن جمله از مفرد را پذيرفتهاند . شرح و تفسير ( خلق الخلائق على غير مثال خلا من غيره ، و لم يستعن على خلقها بأحد من خلقه ) مثال به معناى شبيه و همتا است . خداوند بود و با او هيچ چيز ديگرى نبود . اراده خداوند به تنهايى هستى را با همه مواد و اشكالش پديد آورد . بنابراين شبيه و همتايى براى خداوند قابل تصور نيست . ( و أنشأ الأرض فأمسكها من غير اشتغال و أرساها على غير قرار و أقامها به غير قوائم . . . و الانفراج ) خداوند هستى را آفريد و قوانينى ثابت و دايمى در آن نهاد تا براساس آن عمل كند ؛ از جمله آنها قانون جاذبه زمين است كه نيوتن آن را كشف كرد . قانون جاذبه سبب مىشود كه زمين در مدار خود بدون نياز به پايه و ستونى ، دور خود و دور خورشيد بچرخد . اگر سرعت چرخش زمين اندكى بيشتر